تبلیغات
روستای پابند - گفت و گوی ما - سعید
 
روستای پابند
پایگاه اطلاع رسانی روستای پابند زنجان
درباره وبلاگ


پایگاه اطلاع رسانی روستای پابند زنجان
pabandzanjan.mihanblog.com

pabandzanjan@mihanmail.ir

تذکر :
- رونوشت برداری از مطالب باذکر منبع مجاز است.
- از موزیلا فایرفاکس برای بازدید از وبلاگ استفاده کنید.

مدیر وبلاگ : فرهنگی
برچسبها
شنبه 26 مرداد 1392 :: نویسنده : فرهنگی
سلام شما رو دعوت می کنم تا به لطف خدا گفتگوی ما رو با دو نوجوان روستا دنبال کنید. تا به نوعی به وسیله ی دنیای مجازی صله رحم مجازی هم داشته باشیم.

برای مشاهده ی ادامه ی گفتگو به "ادامه مطلب" بیایید.
این بار برای اینکه فضای وبلاگ از یکنواختی در بیاد دو گفتگوی شنیدنی رو با سعید و محمد انجام دادیم که امیدوارم تا پایان با ما باشید. به رسم بزرگ تر کوچکتری اولین گفتگوی خودمون رو با سعید که بزرگ تر هست شروع می کنیم.

   سلام حالت خوبه انشااله با هم گفتگوی خوبی داشته باشیم؟
سلام متشکرم آرزو میکنم بهترین گفتگو باشه.

   از خودت برامون بگو اینکه چند سالته تا به الان چه بر سعید گذشته است ؟
16 سالمه و دوم فنی حرفه ای هستم و روز های خوب و کمی بد رو گذروندم و به این مقطع از زندگی رسیده ام.

   اون فصلی که بین نوجوون ها معنی واقعی استراحت رو می دهد و آدم رو از اضطراب امتحانات دور می کنه فصل تابستان هست. این فصل رو چطور گذروندی؟
بیشتر با تفریح و فراهم کردن زمینه تحصیلم در آینده سپری کرده ام.

   در مورد مسجد تازه ساخت روستا برای ما بگو؟
مسجد با تمام سختی هایش و رفتن نوجوانان و میان سال ها برای کمک به خوبی مسیرش را ادامه داد و با کمک به خصوص شخص محترم آقای عباسی به آخر رسید.

   ماه رمضان 1392چه حس و حالی داشتی و چکار کرده ای ؟
در ماه رمضان این سال حس و حال خوبی داشتم و در چهارمین روز از این ماه به تهران رفتم و 3 هفته در تهران بودم. و بعد از سه هفته به روستا آمدم.

   علاقه ی جوانان روستا به کار کشاورزی چگونه است؟
جوانان این روستا مانند جوانان دیگر روستاها برای کارهای کشاورزی و دامداری علاقه ای نداشته و به کارهای دیگری در شهرهای اطراف مشغول هستند.

   می خواهم بدانم به نظر تو آینده ی این روستا به چه سمت و سویی می رود آیا می شود مثل روستای سرخدیجه که پای کوه سفید هست و اهالی آن به تعداد انگشت های یک دست هم نمی رسد . و یا اینکه آینده ی روشنی در انتظار آن است. و برخی اهالی آن که به شهر ها مهاجرت کرده اند برای زندگی در ده باز می گردند؟
به نظر من این روستا مانند روستا های دیگر با نرسیدگی بعضی از مسئولین آینده ی خوبی را نخواهد داشت.

   سعید دوست داری درس رو تا کجا ادامه بدی؟
دوست دارم درسم را ادامه بدهم و بعد از تحصیلم به رشته ی ورزشی تنیس بروم.

   سعید جان سال پیش در بهمن ماه بود که این وبلاگ ایجاد شد ، الان که این گفتگو تهیه می شود نزدیک به هفت ماه از ایجاد این وبلاگ می گذرد ، نظر ت در مورد شکل گیری این وبلاگ چیه آیا پیشنهاد یا انتقادی داری و این که آیا مطرح شدن روستای پابند زنجان در ایران مزیتی هم داره؟
من از به وجود آورنده ی این وبلاگ خیلی سپاس گزارم  و از این بابت بیشتر خوش حالم که مسئول های بیشتری مشکلات این روستا را می بینند. شاید وضعیت این روستا روز به روز بهتر شود.

   یکی از دلایلی که بر آن شدیم تا این گفتگو رو ترتیب بدهیم مشکلات حل شدنی روستای پابند زنجان هست از لوله کشی گاز که نیومده و مشکل ساز هست و آب لوله کشی که اومده و اما با قطعی های خودش صدای مردم رو درآورده در این مورد برای ما صحبت کن تا با توکل بر خدا مسئولین عزیز استان زنجان و شهرستان خدابنده ببینند و برای رفاه حال مردم این روستا دست به کار شوند؟
در این مورد برای روستا نشین ها متاسفم آب روستا از دو ماه قبل به مشکل قطع شدن برخورد کرده است . و مردم را با مشکلات زیادی روبه رو کرده وضعیت خوبی ندارن.

   من شنیدم 22 بهمن 1391 کلنگ انتقال گاز را زده اند و قرار به این شد بعد از سیزده بدر شروع به کار کنند ؟
فراهم کردن گاز این روستا را به ما قول دادند و انشااله به زودی درست خواهد شد.

   امروزه که زندگی پیشرفته شده بعضی از حالات و عادت های مردم که در گذشته انجام می دادند تغییر کرده . نمونه این تغییر پخت نان هست ، در ده هر کسی حس و حال پخت نان رو نداره و از طرفی نان ماشینی را هم مغازه دار ها می آورند و هم برخی ماشین های سواری با فروش نان در روستاها کسب درآمد می کنند . مسئله ای که هست آن است که فردی تصمیم به ایجاد نانوایی گرفته تا هر روز مردم نان لواش و بربری تازه سر سفره های خودشان بیاورند . حال بعضی سنگ اندازی می کنند و نمی گذارند که این نانوایی سامان بگیرد. ضمن این که در روستا هایی که جمعیت بالایی در آن زندگی می کنند نانوایی یکی از نیازهای آنهاست برای نمونه روستای توپ قره روستایی است که 2 نانوایی دارد نظر خودت رو بگو؟
بله همچنین کسی اقدام به ایجاد نانوایی در این روستا کرده و با تمامی مشکلات ساخت آن توانسته کار ساخت نانوایی را به جای خوبی برساند و دستگاه های پخت و دیگر وسایل را فراهم کرده است . ولی مشکلی نداره و با طی کردن 2 یا 3 ماه نانوایی ایجاد خواهد شد.

   حال مستقیما با مسئولین استان صحبت کرده و مشکلات خود را بازگو کنید؟
می خواهم مسئولین را خطاب قرار داده و بگویم که در این جا زمین یا مکان ورزشی ایجاد کنند و نوجوانان این روستا بتوانند تفریحات سالم خود را در مکان های ورزشی بهتری سپری کرده و با هیچ مشکلی روبرو نشوند.
یکی از مشکلات دیگر همین مسئله آب و البته گاز و طرح هادی هست که مهمترین آن آب هست ، رسیدگی شود.

   الان در روستا فصل برداشت چه محصولی هست از شیوه ی تولید و به ثمر رسیدن محصولی که الان برداشت می شود هم توضیح مختصری بدهید؟
در این موقع از سال گندم ، جو ، علوفه ی حیوانات و محصولات دیگری مانند گوجه فرنگی و خیار برداشت می شود. در مورد گندم در سال های دور با مشکل زیاد برداشت می کردند . اما امروزه ماشین آلات کشاورزی از جمله کمباین  کار برداشت گندم را آسان کرده است.
درمورد طریقه ی تولید گندم زمانی که بذر پاشیدن گندم فرا می رسد همه ی مردم به دنبال برداشت محصول بهتری با کمک خدا هستند.

   تو تنهایی ها و شلوغی های زندگی هر کسی به کار خاصی علاقه داره تو چکار می کنی ؟یکی خیلی دلش می گیره سراغ رفقا رو می گیره و اگر بشه با هم فوتبالی هم می زنند و یکی هم شاید بشینه کتاب خونه ی عمو پورنگ رو نگاه کنه (به شوخی) سعید تو این حالت ها چکار می کنه شنیدم سعید گیتار هم می زنه!
   من در موقعی که حس خوبی دارم دوست دارم با موزیک و یا ورزش این بد حالی را از خود دور کنم در حال و هوای خوب خودم هم بیشتر گیتار می زنم.

   سعید جان می خواهم قولی از تو بگیرم که برای ما گیتار بزنی که بازدیدکنندگان وبلاگ این هنر تو را هم ببینند؟
خواهش می کنم اتفاقا نظر خوبی هست و بیشتر دوست دارم شما رو هم سرگرم کنم.

   فرد مورد علاقه ی تو بین هنرمندان کشور کی می تونه باشه؟
بین فوتبالیست ها در ایران آقای علی دایی و در خارج از کشور کریستیانو رونالدو . بین بازیگران آقای حمید لولایی و خانم شیلا خداداد. در بین خوانندگان هم آقای محسن چاوشی.

   آقا سعید رو چه چیزی خوشحال می کنه ؟
در کنار همه ی فامیل هایمان که در مواقعی از سال که دور هم جمع می شویم را دوست دارم.

   تفاوت اساسی روستای پابند با پایتخت ایران تهران از دید سعید چه چیزی هست؟
با این که روستای پابند آب و هوای بهتری نسبت به تهران داره اما من پایتخت ایران یعنی تهران را بیشتر دوست دارم و حس و حال خوبی دارم.

   آیا سعید تو کارهاش خدا رو هم یاد می کنه ؟
بله به نظر من اگر در کارهایمان خدا را هم بدانیم که با ما هست کارهایمان به خوبی پیش خواهد رفت.

   اگر بخواهی از کسی تشکر کنی اون شخص چه کسی می تونه باشه؟
از پدر و مادرم خیلی تشکر می کنم.

   ترانه ای که گاهی وقت ها به یادت می آید و می خونی کدوم ترانه هست؟
ترانه ای که خیلی دوست دارم  ترانه ی "اگه یه روز بری سفر بری زپیشم بی خبر اسیر رویاهات می شم دوباره باز تنها می شم" هست که از آقای فرامرز اصلانی هست من این ترانه رو بیشتر می خونم.

   در مورد نظر سنجی وبلاگ چه نظری داری بیشتر از کدوم امکان ایجاد شده نظر سنجی خوشت می آید؟
عکس ، مطالب ، خبر و ...

   برای ما از بهترین و بدترین لحظه های زندگی بگو ؟
در ابتدا بدترین لحظه ی زندگی خودم رو می گویم و آن لحظه ی فوت پدر بزرگم بود . بهترین لحظه ی زندگی در موقع خریدن گیتار بود و اولین حضور من در زمین تنیس مجموعه فرهنگی ورزشی انقلاب بود.

   تو این روزها حال خوشی ایران عزیزمون رو فرا گرفته از حماسه های سیاسی ملت گرفته تا حماسه های ورزشی چه حرفی در این مورد داری؟
در مورد انتخابات خیلی خوشحالم که مردم ایران باز هم توانستند در حماسه آفرینی نقش ایفا کنند و در مورد ورزش راه یابی تیم ملی فوتبال به جام جهانی ، والیبال ، و در چند روز گذشته برای راه یابی تیم ملی بسکتبال به جام جهانی خیلی خوش حال شدم  و واقعا از همچنین جوانان پر استعداد که به ایران خدمت بزرگی کردند تشکر می کنم.
 
   حرف دیگه ای نداری که از قلم افتاده باشه؟
این که می خواستم در مورد سفری که به تهران داشتم صحبت کنم من به مدت 3 هفته به تهران رفتم و چند روزی به مجموعه فرهنگی ورزشی انقلاب به قصد تفریح و کار رفتم و این محیط را بیشتر از همه جا دوست دارم و سه شنبه ی هر هفته به سالن ورزشی فوتبال با فامیل ها می رفتیم و روزی که می خواستم به روستا بیایم خیلی ناراحت بودم البته برای راه انداختن کارهای تحصیلم مدتی آمدم تا کارها را جور کنم و باز به تهران برگردم.


   در پایان آرزوی خودت رو برای ما بگو و با دعای خودت مصاحبه ی ما رو به پایان برسون ؟
آرزوی سلامتی همه ی شما عزیزان و به خصوص مردم ایران و به ثمر رسیدن اهداف تحصیلی و ورزشی خودم در آینده را دارم.

   ممنون از اینکه وقتت رو به ما دادی؟
موفق باشید به امید دیدار.

انشااله که از این گفتگو خرسند باشید و مسئولین مربوطه صحبت های سعید را شنیده باشند و برای رفع این مشکلات بکوشند. البته کارهای زیادی انجام داده اند اما کافی  نیست و ما از مسئولین انتظار خدمت به مردم را داریم تا روزی که حداقل روستای ما هم از امکانات اولیه ی شهرنشینان برخوردار باشند.

 تهیه شده در تاریخ 23 مرداد 1392 






نوع مطلب : گفت و گوی ما، 
برچسب ها : سعید - روستای پابند زنجان، گفتگوی ما - روستای پابند زنجان،
لینک های مرتبط : گفتگوی ما - محمد،
جمعه 16 خرداد 1393 14:37
ایول!

خیلی باحال بود!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
 
 
 
خطاطی نستعلیق آنلاین